امیرحسین و ستاره وسحر

نوروز نود و هفت😘

    سلام ستاره گليه من خوبي با  29 روز  تاخير سال نود وهفت مبارك ️ ️ امروز اومدم كه برات از خاطرات عيد امسال بنويسم عزيزكم. امسال عيد سال سگ بود وحدودا ساعت يك ربع به هشت شب سال تحويل بود عزيزم شما هم همه ي كارهاتونو كرده بوديد و يكساعت قبل از سال تحويل رفتيد خونه ی مامانی و آقاجونتون (مامان و بابای باباتون )   و در كل عيد خوبي داشتيد خداروشكر ️ ️   از سمت راست : پرنیا(دخت عمو محمد) و ستاره و بهاره (دختر عمو مسعود)               ...
29 فروردين 1397

یلدا مبارک

    سلام به ستاره و سحر عزیز و مهربونم و دوست داشتنیه خودم .   سومین زمستونتون مبارک ناااااااااااااااااااازم. عشقای من امسال سومین شب یلدایی بود که شما در کنار مامان و باباتون حضور داشتید .                           ...
30 آذر 1396

3 سالگی دوقلو ها

      به نام خدا .... 3   سالگیتون مبارک  نانازی های من عزیزای دلم  سلام  خوبید عشقای من کم کم دیگه دارید برای خودتون خانمی میشید  وبزرگ تر میشید امروز 29 مرداد ماه هستش که  شما ها  3سالتون شده  وسه سال پیش در چنین روزی شما دوتا دوقلو ها بدنیا اومدید وای که چقدر زود گذشت این سه سال واینکه چند هفته ی پیش با مامان و باباتون و داداشتون و عمه فائزتون رفتید شمال ورفتید لب دریا و کلی کیف کردید برای خودتون  واینکه راستی چند تا عکس از ستاره و سحر به دستم رسیده که اون هارو می خوام بگذارم توی وبلاگشون و اینکه توی عکساشون ...
29 مرداد 1396

34 ماهگی دوقلو ها

      به نام خدا ... سلام به ستاره و سحر نازم امروز 29 تیرماه هستش و شما دوتا عشقای من امروز 33 ماهه شدید 33  ماهگیتون مبارک سلام به دوست جونیامون امروز 11 تیر ماه 96 هستش و من و مامانم روز بعداز عید فطر راه افتادیم به سمت تربت حیدریه و جای دانشگاه آزاد پیاده شدیم و آقا جون دوقلو ها و داداششون(شوهرخاله نجمم) اومدند دنبال من و مامانم ورفتیم خونه ی خاله نجمم وقتی که رسیدیم خونه ی خاله نجمم  امیرحسین و ستاره و سحر و امیرحسین(دوقلو و ها و داداششون) اونجا بودند و ستاره تا من رو دید سریع اومد بغلم الهی من فدات شم عشقم   وب...
29 تير 1396

33 ماهگی دوقلوها

       به نام خدا .... گلای خوشگلم دیگه 32 ماهه شدید وتقریبا توی این ماه باید موفق میشدید که  با پوشکاتون خداحافظی کنید ولی نمی دونم کردید یانه آخه آخرین باری که از مامانتون شنیدم گفتند می خوان بیان تربت (تربت حیدریه)و اینجا شمارو از پوشک بگیرند آخه شماها دوقلو هستید و سختم هست برای مامانتون وخونتون هم که بیرجند هستش و راه دور هستید و فکر می کنم پروژه ی ازپوشک گرفتنتون توی تربت انجام بشه آخه خونه ی مامانی و آقاجوناتون (مامان و بابای مامانتون)(خاله و شوهرخالم)و(مامان و بابای باباتون)(دایی و زنداییم) تربت هستش و اگه پروژه ی ازپوشک گرفتنتون...
29 خرداد 1396

32 ماهگی ستاره و سحر

      به نام خدا ... سلام به دوستای گلم وممنون از نظراتی که برامون می گذارید و اینکه بعداز مدت ها اومدم با یک پست جدید وچندتا عکس جدید که از بابای امیرحسین و ستاره و سحر خواستم که برام بفرستند وفرستادند که الان اومدم که عکس هاشون رو بگذارم   سحر تو خونشون  گم شده بود کلی دنبالش گشتن  و اینجا پیداش کردن البته اون موقع نشسته بود و یهویی هُلُفتی اومد بیرون                 ...
29 ارديبهشت 1396

31 ماهگی دوقلوها

      سلام عشقای کوچولوی من 31 ماهگیتون مبارک  نازنینای من.   امیرحسین       ستاره و سحر(ستاره روی پای مامانش نشسته) و (سحر روی پای باباش)                   ...
29 فروردين 1396

عکس های امروز ستاره و سحر ...

      به نام خدا ... به نام خالق زیبایی ها  وسلام عرض می کنم خدمت تمامی شما دوستان گلم و اینکه دوباره اومدم بایک پست جدید و سه تا عکس از ستاره و سحر نازم که امروز ازشون گرفتم واینکه دیشب عروسی پسرعموی بابای ستاره و سحر و امیرحسین(پسردایی من) بودش و دیشب توی عروسی ستاره و سحر به شدت گریه کردند واینکه بعداز عروسی ستاره و سحر و امیرحسین رفتند خونه ی مامانی و آقا جونشون(مامان وبابای باباشون)واون شب همه ی خونه ی مامانی و آقاجونش خوابیدند و ماهم رفتیم خونه ی مامانی و آقاجون دیگه ستاره و سحر و امیرحسین(خونه ی خالم)(مامان مامانشون)وصبح هم بعداز خوردن ...
1 فروردين 1396

30 ماهگی ستاره و سحر و مسافرتشون به تربت

      به نام خدا ... سلام سلام نفسای کوچولوی من  دوسال و نیمه شدنتون مبارک پرنسسای کوچولوی من.   سلام به دوستای گلم وممنون از نظراتی که برامون می گذارید واینکه من الان خونه ی دایی هادیم هستم و دارم پست می گذارم و تایادم نرفته امروز که روز مادر هستش رو به همه ی مامانای گل تبریک می گم و اینکه فردا هم عید نوروز هستش و سال نورو هم پیشاپیش به همه ی شما دوستای گل و نازنینم تبریک می گم . امروز صبح قبل از خوردن صبحانه هم ستاره و سحر و امیرحسین ومامان وباباشون رسیدند ومن یک لحظه صدای گریه شنیدم و فکر کردم آیدا وپرنیا دارند گریه می کنند و...
29 اسفند 1395

29 ماهگی ستاره و سحر

      به نام خدا ... عزیزای دلم  ستاره و سحر نازم  29 ماهگیتون مبارک انشالله که همیشه سلامت باشید ناز گلای من. و اینکه  در تاریخ 1395/11/11 خاله نجمه و ستاره و امیرحسین اومدند خونمون وسحر و مامانش و باباش رفتند دکتر ووسط راه تاکسی گرفتند وخاله نجمه و ستاره وامیرحسین با تاکسی اومدند وتا جای خونمون ستاره فقط  داشته گریه می کرده ووقتی اومد خونمون هم داشت گریه می کرد که براش عموپورنگ گذاشتم و خوشحال شد وبرگه هم براش آوردم ونقاشی داره می کشه الان وامیرحسین هم کنار من نشسته وعموپورنگ نگاه می کنه وستاره هم هراز گاهی به من نگاه می کنه و میگ...
29 بهمن 1395